آخه من چه جوری میتونم تو رو فراموش کنم
تو که تک گل خیالمی
تو که آشناترین چهره نگاهمی
تو که از طبیعت چشات عسل می ریزه
اون باغ خنده هات گل آتیشه
لحظه سبز خاطراتمون مثل همیشه روبرومه
آخه هیچ وقت فراموشم نمیشه؟!
هیچه نم.نده بود که من و تو یکی شیم
هیچی نمونده بود دو کبوتر روی بوم شیم
تو همونی ک صدات برام آرامشه
تو تنهاترین لحظه خواستن این جون و تنی
آخه من چه جوری می تونم تو رو فراموش کنم
تویی که مهرت تو قلبم سنجاق شده
تویی که اسمت تو سرنوشتم مهر گشته
واسه تنهاییام تو همون حجم سفیدی
برای سردی دنیام هنوزم که هنوزه
تو گرمترین امیدی...............
![]()
هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم
و احساس می کنم تو هم همین احساس را داری
دوری، فاصله و فضا بین ماست
و تو این را نشان دادی و ثابت کردی
نزدیک، دور، هر جایی که هستی
و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد
یک باره دیگر در را باز کن
و دوباره در قلب من باش
و قلب من به هیجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد
ما می توانیم یک باره دیگر عاشق باشیم
و این عشق می تواند برای همیشه باشد
و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد
عشق زمانی بود که من تو را دوست داشم
دوران صداقت، و من تو را داشتم
در زندگی من، ما همیشه خواهیم تپید
نزدیک، دور، هرجایی که هستی
من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید
یک باره دیگر در را باز کن
و تو در قلب من هستی
و من از ته قلب خوشحال خواهم شد
تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم
می دانم قلبم برای این خواهد تپید
ما برای همیشه باهم خواهیم بود
تو در قلب من در پناه خواهی بود
و قلب من برای تو خواهد تپید
و خواهد تپید..
![]()
دلت در آرزو ديدن کيست؟
به هوشی يا که مستی؟
چرا از جان شيرينت خبر نيست؟
بگو آيا دلت کرده هوای عشق تازه ؟
که در ويرانه قلبت ز ياد من اثر نيست
مرا ديگر نمی خواهی خودم اين قصه را می دانم
مرا ديگر نمی خواهی
آمد نوروز هم از بامداد / آمدنش فرخ و فرخنده باد
باز جهان خرم و خوب ايستاد / مرد زمستان و بهاران بزاد
ز ابر سيه روي سمن بوي داد / گيتي گرديد چو دار القرار
روي گل سرخ بياراستند / زلفك شمشاد بپيراستند
كبكان بر كوه به تك خاستند / بلبكان زير و ستا خواستند
فاختگان همبر ميناستند / ناي زنان بر سر شاخ چنار
باز جهان خرم و خوش يافتيم / زي سمن و سوسن بشتافتيم
زلف پر يرو يان بر تافتيم / دل ز غم هجران بشكافتيم
خوبتر از بوقلمون يافتيم / بوقلمونيها در نوبهار
( منوچهري )
يادته اولين لحظه ديدار قسم خورديم برای هم بشيم يار
گذاشتی منو با دلم گرفتار
راضی شدی به مردن غرورم
به يادم اگه چه از تو دورم
به پات می افتادم چه عاجزانه
اشکهای من ميريخت چه کودکانه
به پای وعده بی اعتبارت
نشسته اين دلم چه صادقانه
راضی شدی به مردن غرورم
به يادم اگه چه از تو دورم
منو تنها نذار رو قلبم پا نذار
به ديدن دلم فقط بيا يه بار
ميون عاشقات منو نذار کنار
من اولين و آخرين خريدار اداتم
هنوزم عاشق لحظه ديدن چشاتم
راضی نشو به مردن غرورم
به يادتم اگر چه از تو دورم ....
۱۰ ثانيه تا انتها با اين همه سر و صدا
بی خبر از هر شب و روز من و يه شمع نيمه سوز
يکی گذشت از ثانيه ۹ تا ديگه باقيه
ای کاش تو لحظه ای که رفت می ديدمش يه بار ديگه
اون دور بود و تو حسرت ثانيه ها که می گذشت
ای کاش تو اين ثانيه بی بودنش نمی گذشت
ساعت می گه ۲ ثانيه ۸ تای ديگه باقيه
يه عمری نشستن منتظر کی می گی اينها بازيه
فقير بودن جرم منه عاشق بودن تنها گناه
يه عمری چشم به در بودن اين آخرها هم چشم به راه
ساعت بازهم بهم ميگه ۳ ثانيه رفته ديگه خبر داری چه زود گذشت
مونده فقط ۷ ثانيه
هی با خودم گفتم می ياد اميد تو ندی به باد
دا می زنم پس ی می يای کسی جوابم و نداد
من موندم و ۲ ثانيه ازم فقط اين باقيه
ثانيه پشت سر هم رفتن تا ۶ و هفت و ۸
لحظه تو گوشام داد می زد هشت ثانيه ازت گذشت
من موندم و ۲ ثانيه ازم فقط اين باقيه
هنوز نشتم منتظر چشم اميدم ثانيه
تو ای خود باد سحر واسش ببر تو اين خبر
بگو که من تا آخرين خيره بودن چشام به در
ثانيه نهم که رفت
مونده فقط يه ثانيه سر سلامت نازنين
از من يه لحظه باقيه
قسمت نشد ببينمت شايد که لايق نبودم
منتظرت موندم يه وقت نگی که عاشق نبودم
ثانيه ۱۰ گل ياس راحت شدم ديگه خلاص
آزاد شدم می يام پيشت بی واهمه بی چراست ؟
قشنگ ترين ثانيه ها اين ۱۰ تا بود که زود گذشت
رويای شيرين بود و من چون با خيال تو گذشت
![]()
![]()
![]()
مـن به تــو دل دادم و تـو انگار نه انگار که چرا مـن دلــتنگم
من به تو یک بوسه و تو انگار نه انگار که چـرا مـن میسوزم
من به تو عادت دارم و تو انگار نه انگار که چرا من غـمگینم
من به تو یـک لـبخند و تـو انگار نه انگار که چـرا مـن گریانم
من به تو جان دادم و تو انگار نه انگار که چـرا من بی جانم
من به تـو روحـم را و تو انگار نه انگار که چرا مـن بی روحم
مـن به تـو تـن دادم و تـو انگار نه انگار که چـرا مـن تـنهایـم
من به تو خوابـم را و تو انگار نه انگار که چرا مـن بی خوابم
من به تو دینم را، ایمانم را، چشمانم را، و تو انگار نه انگار
?
?اگر از یاد تو رفتمF
?اگر رفتی ز دستمE
?اگر با دیگرونیI
?هنوز عاشقت هستمJ
نمی گم عوض شدی نه تو هنوز مهربونی
حدسشو من زده بودم نمی خوای پیشم بمونی
روزهای اول اشتیاقت تازه تر بود
حالا با صدای التماسم واسم شعر نمی خونی
بعضی وقتها اگر حرف و خبری جایی نباشه
نمیری دوباره سراغ حرفهای عاشقانه
***************************************
اگر روزی توانستی شنای پرندگان را ببینی!
اگر روزی توانستی پرواز پرستو ها را ببینی!
اگر روزی توانستی بر آتش بوسه بزنی!
(( آن وقت بدان که فراموشت کرده ام))
***********************************
گفتمش بی تو چه باید کرد
عکس رخساره ماهش را داد
گفتمش مونس تنهایی شبهام کو
تاری از زلف سیاهش را داد
وقت رفتن همه را می بوسید
به من از دور نگاهش را داد
یادگاری به همه داد و به من
انتظار سر راهش را داد
دیدی به چه حیلت ز لبت بوسه گرفتم
لیوان لب تو بوسه زد و من لب لیوان
*********************************
نمی خواهم به غیر از من بگیرد دست تو دستی
نمی خواهم کسی یارت شود در این راه مستی
نمی خواهم میان ما جدایی سایه اندازد
نمی خواهم خیال دیگر میان عشق ما بر اندازد
نمی خواهم به جز من یار کسی باشی
عشق مگر چیست فشارA قلب
بوسه مگر چیست فشارA لب
این دو گنه نیست چه روز و چه شب
![]()
![]()
![]()
تو میدانی که امشب بیقرارم
به درگاهت چنین بی اختیارم
نشد یک لحظه از یادم بری تو
سر و جان را به عشقت می سپارم![]()
خیلی سخته اون کسی که گفته واسه چشمات می میره
بره دیگه از تو سراغی نگیره
خیلی سخته اون کسی که اومد کردت دیوونه
هوساش که تموم بشه دیگه پیشت نمونه
خیلی سخته که دلی رو با نگاهت دزدیده باشی
وسط راه از عشق تو ترسیده باشی
خیلی سخته تو تابستون با غریبی آشناشی
ولی وقتی که پائیز شه یه جوری از هم جدا شین
خیلی سخته که من و تو یه جوری از هم جداشیم
فراموشم چرا کردی افتادم در هوای تو
ز احوالم نمی پرسی الهی من فدای تو
شکایت های قلبم را به پیش آینه بردم
نوشتم نامه با خونم فرستادم برای تو
فضای چشم من ابری ، کلاس درس من گریه
خیالم بی تو هیچ بسته به دورم از صفای تو
برایم چشم تو هر شب هزاران قصه می گوید
مرا دریاب این لحظه که هستم هم نوای تو
من بهانه تو ام، تو بهانه منی
از تو دل نمی کنم ، دل ز من نمی کنی
دوست دارمت چنان، کز تو دل نمی کنم
تا ابد اگر مرا بشکنی به دشمنی
لحظه و همیشه ای، مثل سنگ و شیشه ای
گاه سرد و بی فروغ ، گاه گرم و روشنی
شانه ام برای تو تا که سر نهی بر آن
گرده ام برای تو گر که زخم میزنی
همنفس به من بگو آسمان ما کجاست
من دلم گرفته از این حصار آهنی
این مدام عشق بود، داستان سنگ و رود
من همیشه ماندگار تو همیشه رفتنی
میروی و بعد از تو حال و روز من مپرس؟
آتشی فتاده در بافدهای خرمنی![]()
![]()
همیشه وقتی تنها و نا امید و ملول
تنت، روانت، از دست این و آن خسته شد
همیشه وقتی رخسار این جهان تاریک
همیشه وقتی درهای آسمان بسته است
همیشه گوشه گرمی به نام دل با توست
که صادقانه تر از هر که، با تو پیوسته است!
به دل پناه ببر! آخرین پناهت اوست
تو را چنان که تمنای توست دارد دوست!
![]()
![]()
![]()
![]()
توی تقویم می نویسم تا بمونه یادگاری
روز تلخ عاشقیمون گفتی که دوستم نداری
می چکه قطره ی اشکم روی این جمله آخر
حتی این قلم نداره این شکست تلخ را باور
می گذره ماهی و سالی اما باز پر از غروبم
هر کسی که حالمو می پرسه به دروغ می گم که خوبم
نه می خوام کسی بفهمه با پریدنت شکستم
رفتی و تنهای تنها با خیال تو نشستم
تو تقویم می نویسم رفت اونی که عاشقم کرد
دیگه خورشیدی ندارم واسه این روزهای دلسرد
ولی تو، تویی که رفتی حرمت عشقو شکستی
روی التماس چشمام چشمای نازتو بستی
تقویم از اسم تو پر شد اما جات خالی اینجا
منم وخاطره تو منم و غصه فردا
![]()
![]()
![]()
دوستت دارم به همه ی زبانها![]()
زبان ایتالیایی: TI AMO
ٍ یونانی:SAYAPO PHILOSU
ٍ روسی:YA VAS LIUBLI
ٍ پرتقالی:AMO-TI
ٍ فارسی:DOSEET DARAM
ٍ آلمانی:ICH LIEBE DICH
ٍ اسپانیایی:TE GUIERO
ٍ هندی:MAI TUJHE PYAAR KARTHAHO
ٍ فرانسه:JET AIMA
ٍ ارمنی:JIROUM EM KEZ
ٍ انگلیسی:I LOVE YOU
ٍ ترکی:SENI SERYO RUM
ٍ دانمارکی:JEG ELSKER DIG
ٍ سوئیسی:CHA HA DI GA" RU
ٍ برزیلی:EU TE ERNO
ٍ عربی:ONEBBAK
دلم تنگه در این غربت نشستن
به پای زندگی ساکت نشستن
مگر این زندگی چند روز باشد
که صدها روز غم و اندوه باشد
دلم چرکین لبم بی حرف باشد
رخم زین زندگی بی رنگ باشد
دلم پر می کشد سوی دیارم
به سوی خاطرات و یادگارم
دلم تنگ است زتنهایی ، جدایی
از لحظه های تلخ بی صدایی
خدایا این روزگار چه کرده با ما
که هر چه کرد باشد قسمت ما
گر این قسمت نباشد آدمی نیست
چرا که روزگار بی آدمی نیست
وقت رفتنت یه دنیا غصه تو دلم می ریزی!
خوبه این مداد و کاغذ همدم تنها برام
خوبه وقتی بی تو هستم دست کم اینا با هامه
توی دنیای وجودت جز محبت نمی بینم
اینقدر ماهی که با تو حتی ماهو نمی بینم
حس من حس غریبی از غم و عشق و نیازه
می دونم می یای یه روزی با یه دنیا حرف تازه